![]() |
![]() |
|
| هنر و اندیشۀ پارسیان"محمد هادی (حمید) کاویانی" |
|
چو با تخت منبر برابر شود |
|
درود بر شما جاوید ایران و پایدار اندیشه پارسیان |
|
چو با تخت منبر برابر شود فردوسی ادامه مطلب |
|
جشن مهرگان، مهین یادگار نیک نیاکان خجسته باد...
مهرگان یادگاریست گرامی از برافراشتن درفش کاویانی
پیشینه ی جشن مهرگان به اندازه ی قدمت ايزدش، میترا است و تا آن جا که بن نوشت های موجود نشان می دهند، اين جشن دست کم از دوران فريدون پیشدادی آغاز شده است که شاهنامه ی فردوسی به روشنی به پیدایش اين جشن در دوران پادشاهی فريدون اشاره کرده است : فریدون چو شد بر جهان کامکار ندانست جز خویشتن شهریار
|
|
شهريور روز از ماه شهريور (چهارمين روز از شهريور ماه باستانى) 30 اَمرداد خورشيدى واژۀ شهريور در اوستا خَشتره وئيره (KHASHATRA VAIRYA) است، كه در زبان پهلوى خشتور و در پارسى به شهريور تبديل شده است. پارۀ نخست اين واژه (خشتره) به چم (معنى) قدرت و كشوردارى يا حكومت است و واژه هاى شهر و شهريار از آن گرفته شده است. پارۀ ديگر (وئيره) به معنى آرزوست و بنابر اين معنى تركيبى آن حكومت آرزو يا كشور خواسته شده و شهرِ آرمان ميباشد. اين اَمشاسپند" در عالم روحانى مظهر قدرت و نيروست و در عالم جسمانى پاسبانى فلزات با اوست. نياكان ما اين جشن را نيز مانند ساير جشنها با سپاس و نيايش به درگاه اهورامزدا آغاز و با جشن و سرور به پايان ميرساندند. اَمشاسپَند: (در اوستاى نو {اَمِشَ سپِنتَ} و در پهلوى {اَمِشُ سپَند يا اَمَهرسپَند} به معنى ورجاوند جاودانه است.) اَمشاسپند عنوان مِهين ايزدان يا گروه مينُويان در انديشۀ پارسى است كه بهمن (وهومن)، اَرديبهشت، شهريور، سپندارمذ، خورداد و اَمرداد را شامل ميشود كه نزديك ترينِ مينُويان به آفريدگارند. |
|
جشن امُردادگان روز امُرداد از ماه امُرداد... هفتمین روز از امرداد باستانی سوم 3/ امرداد خورشیدی واژۀ اوستایی امرداد "امرتاته AMERTATA" است... که به چم (معنا): بی مرگی ست و چنانچه الف نخست آن که پیشوند و نشانۀ نفی است از واژه گرفته شود، مفهوم واژه وارونه شده و دیگر فرشتۀ جاودانگی و بی مرگی، به دیو مرگ و نیستی شکل میگرداند... زیرا همانگونه که اَمُرداد به معنی زیست جاودان و بی مرگیست، مُرداد معنی مرگ میدهد و نیستی... بنابر این شایسته تر آنست که واژۀ گران چم را به چم نیک آن "امرداد" بخوانیم... هزاران شگفتی از اینکه ایرانیان پاک، که نیاکانشان به پندار نیک و کردار نیک و گفتار نیک میزیستند و به نیکی شهرت داشته اند... مفهوم واژه گان میهنیشان را وارونه به کار میگیرند... در باورهای اساطیری کهن، فرشتۀ جاودانگی و بی مرگی امرداد نام داشت و در عالم جسمانی نگهبانی نباتات و روییدنیها به آن فرشته سپرده شده بود. نیاکان ما در این روز شادکامانه به باغ ها و مزارع خرم و دلنشین میرفتند و پس از نیایش به درگاه اهورامزدا پروردگار پاک ایران زمین، این جشن بزرگ را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن طبیعت برگزار میکردند... فرارسیدن امرداد ماه و جشن امردادگان خجسته باد، بر ایرانیان... سخن یار: احمد شاملو کجا بود آن جهان که کنون به خاطره ام راه بر بسته ست... آتش بازی بی دریغ شادی و سرشاری... در نه تو های بی روزن آن فقر صادق... عصری از آن دست پرنگار و به آئین... که تنها سرپناهکی بود و بوریایی و بس... کجا شد آن تنعم بی اسباب و خواسته... کی گذشت و کجا آن وقعۀ نا باور... که نان پارۀ ما بردگان گردن کش را نان خورشی نبود... چرا که لعامت هر وعدۀ گمج... بی نیازی هفته ای بود که گاه به ماهی میکشید و گاه دزدانه... از مرزهای خاطره میگریخت... و ما را حضور ما کفایت بود... دودی که از اجاق کلبه بر نمی آمد... نه نشانۀ خاموشی دیگدان... که تاراندن شورچشمان را کلکی بود پنداری... تن از سر مستی جان تغذیه میکرد... چنانکه پروانه از طراوت گل... و... هنوز آسمان از انعکاس هلهلۀ ستایش ما که بی ادعاتر کسانیم... سنگین است... این آتش بازی بی دریغ چراغان حرمت کیست... لیکن خدای را با من بگوی کجا شد آن قصر پرنگار به آئین... که کنون مرا زندان زنده بیزاریست... و هر صبح و شامم در ویرانه هایش... به رگبار نفرت میبندند... کجایی تو؟... که ام من؟... و جغرافیای ما کجاست؟... |
|
جشن تیرگان روز تیر از ماه تیر (سیزدهمین روز از تیر ماه باستانی) 10 تیر خورشیدی امروزی... سیزدهمین روز در هر ماه تقویم هزاره ای و درخشان ایرانیان "تیر" یا تشتر نام دارد. در هزاره های پیشین ایرانیان نیک پندار بر این باور بوده اند که تیر (تشتر) به باریدن باران کمک میکند... ایرانیان در ماه تیر، به هنگامی که روز تیر فرا می رسد، آن روز را با شادکامی خجسته دانسته و بر آن "جشن تیرگان" نام مینهند... تیرگان یکی از بزرگترین جشنهای ایران باستان است. گویند در زمان منوچهر شاه پیشدادی، چون افراسیاب تورانی بر منوچهر شاه پیروز شد، هر دو سوی جدال به سازش پرداختند و قرار بر آن شد از قلۀ دماوند، آرش جوان دلیر ایرانی تیری به چلۀ کمان نهد و تیر رها شده از کمان آرش مرز میان ایران و توران را نمایان سازد... آرش آماده گشت، پوشاک از تن به در آورد و روی به شاه و مردم هم میهنش گفت: پیکر مرا ببینید که از هر زخم و عیبی پاک است... میدانم چون تیر را بیندازم پیکرم هزار پاره خواهد شد... پس رو به دشمن: چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن منم آرش سپاهی مردی آزاده برای آزمون سخت دشمن اینک آماده در این پیکار، در این کار، دل خلقیست در مشتم" آرش کمانش را با نیرویی که پروردگار ایران به او بخشیده بود آن چنان کشید که تا نهایت زه بازشد و پس او تیر را رها ساخت، آنگاه چنانکه گفته بود شد و جانش را فدای میهنش نمود... آن تیر از کوه رویان به دورترین نقطه خراسان بر گردو درختی نشست؛ منوچهر و افراسیاب بدین مرز با هم صلح کردند... بدین خاطر و پس از آن، ایرانیان به یاد آرش و چنین ماجرایی روز تیر از ماه تیر را به برپا نمودن جشنی باشکوه به نام تیرگان پرداختند... امید که ما نیز این روز را خجسته دانسته و جشن گیریم و هر یک آرش... ادامه مطلب |
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| سخن نخست |
باید اندیشید و به اندیشیدن خطر کرد... شاید خانۀ ما هم چون دیگران از خرد نیک آکنده گردد...
عبور نکن... باش!... تا باشیم!... و... باشیم!!!!!!!... dir-kavyani@hotmail.com
|
| نوشته هاي پيشين |
|
بهمن 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
| آرشيو سريع |
|
| نويسندگان |
|
محمد هادی (حمید) کاویانی آرزو سیفی |
|
RSS
|