تبليغاتX

وبلاگ فرهنگ و سينماي پارسيان... وهومن...(اخبار فرهنگ و هنر... نگاشته هاي کاوياني)...وهومن وهومنVahuman

هنر و اندیشۀ پارسیان"محمد هادی (حمید) کاویانی"
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در گوشه و کنار این سرزمین موجی سبز با تمنای تغییر برپاست!

اکنون که چند چشم هم زدن به بامداد ایران مانده، می نویسم؛ برای ایران... برای ایران!

ایران من، می دانم که به ستوه آمده ای از حضور نکبتبار بی خردان!... می دانم که فردای تو با بودنشان تلخ ترست و سنگینتر...

دوازده سال از نخستین و آخرین مهر شرم من بر شناسنامه سپری شده و من!... آرمان خواه و نادانی ستیز، به فردای نیک تو اندیشیدم...

ایران من... شرم مرا که به در کوفتن های بی دریغ من، به اندکی آزادی راهی نگشود... چراکه کسی نبود، حتی یک تن، در پس این در...

اما اینبار نمایش دهم را با خشم از خشونت و جهل مهری دیگر به شناسنامه خواهم کوبید...

و اینبار... مهری که برای افزونی شمار مخالفان بهایی دارد...

مهری که دوستانم سبز میخوانند اش...

به شکوه سبزی باور ایران!... من سبز می شوم...

اما امید من...

امید به نخفتن این موج سبز تغییر، تا دریافتن آزادی و تغییر...

....

دوستان من؛ نخستین دلیل چرخش من از خاموشی،

سرنگون نمودن کاخ که نه؛ بیقولۀ کپک زدۀ پدیدۀ هزاره که جز شرم برای من و تو و ایران به همراه نیاورد!... 

به یاری هر ایرانی "که تغییر و سبزی آینده ایران را اندیشه دارد"...

و دیگر فریاد باور "نه به تبهکار ایران ستیز" ست و بس...

.........

یاران من...

به تغییر سبز اندیشه کنیم... و موج سبز و سپید خروشانمان را تا آخرین گاه آزادی به پا داریم و تا آخر!... آنچه خواسته مان ست را با هزاران دم، طلب کنیم

...

من به ریزبینی و ژرف نگری کاوش کردم و در بین چهار نماینده شورای نگهبان تو را گزیدم.

پس به ایران بیندیش.... برای خدا؛ تو دیگر به "ایران" بیندیش.

 

 

محمد هادی (حمید) کاویانی

بامداد یکشنبه ۱۷/خورداد/۳۷۴۷ ایران

+ نگاشته اي در  88/03/17ساعت 3:51 AM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

درود بر ایران...
درود بر اندیشه پارسیان...

امشب ایران واژگانی را شنید که از کهنه گی و دردناکیش، سردی و سکوتی کشنده به پا شده بود...
دیرگاهیست واژگان دفاع از حقوق انسانی جز به تخریب شکوهش به کلام ننشسته بود... سخن از درد و دشمنی با ایرانی بسیار زمانیست خفه گشته...


حال اینکه شیخ سپید پوش مهدی کروبی به آواز بلند از آزادی، تغییر، حقوق انسانی، دفاع از دانشجو و دگراندیش، حجاب و... سخن به میان آورده؛ از یکسو شادکامی ایران را به میانه کشانده و از سویی دلتنگی و دلخوری ایرانیان از دروغهای بسیار این و آن برای نمایش و نمایش و نمایش و قدرت و قدرت و قدرت و قدرت؛ ناخوشی را پدیدارگرست...
بی چینش واژه میگویم و بی تعارف:
یا او نیز چون دیگران که از آغاز دگرگونی حکومت ایران و شوربختی همگان، دیگربار دروغ به میان آورده و با سخن نیک قصد فریب دارد و....
و یا او راست میگوید و چنین است اندیشه کروبی!...

که در این شکل، فاش میگویم به جرم دیرینه چوپان دروغگو بودن، هیچکدامشان را نمیخواهم و چون ادوار پیش "رای نمیدهم"...


تنها امیدم اینست که این شیخ پیر چهره ای دیگر باشد از قبا پوشان مذهب و سیاستداران حکومت... که اگر چنین باشد... او در چنین سیستم محکوم به شکست است.

محمد هادی (حمید) کاویانی

+ نگاشته اي در  88/03/12ساعت 1:11 AM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
image  محمد حسين صفارهرندي: احمدي‌نژاد براي جلب آرا مردم دنبال خود مطرب و بازيگر به راه نينداخت و مردم نيز تغيير مثبت همراه با ارزش‌هاي اسلامي را برگزيدند.‌

خبرگزاری انتخاب

متن کامل در ادامه مطلب:

از چشم من:

آنکه برای درخشش فرهنگ و هنر سرزمین ایران میکوشد و هرآنکه پیشه اش فرهنگ و هنر است به شما و اندیشه شما افتخار میکند... گفتار راست گویانه و بزرگ منشانه شما از اندیشه بلند و فرهنگ بالای شماست.

کاش شما همیشه باشید که فخر اسلام و ارشاد اسلامی هستید


ادامه مطلب
+ نگاشته اي در  88/03/07ساعت 8:8 PM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 مشروح سخنان احمدي نژاد در نطق تلويزيوني؛

محمود احمدي‌نژاد در نطق تلويزيوني خود با اشاره به برخي از دستاوردهاي ملت ايران و با تشكر از فداكاري هاي اقشار مختلف ملت، گفت: موضوع اين پرتاب (پرتاب ماهواره امید) به مسئله اول همه ملت‌ها تبديل شد و حتي بسياري از ملت‌ها به يكديگر تبريك مي‌گفتند و شريني توزيع مي‌كردند و پرتاب ماهواره اميد ايران را به منزله بازيابي هويت خود مي‌دانستند چرا كه ملت ايران الهام‌بخش و پرچم‌دار برادري، عشق و اميد است.

متن کامل سخنان احمدی نژاد در ادامه مطلب:

"از چشم من"

به نقل از روزنامه های چند سال دیگر و به شهادت برادر هوگو:

علاوه بر ملل مختلف جهان که به مدح دولت محمود پرداخته اند، شهروندان مریخ و اورانوس هم از شادکامی بسیار موفقیتهای دولت او را برای خود عزیز دانسته و به شکل گروهی اقدام به ریختن نقل و تخم مرغ رنگی از همان فاصله بر سر سالار احمدی نژاد نموده اند... پایان خبر


ادامه مطلب
+ نگاشته اي در  88/03/05ساعت 0:40 AM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 صفارهرندي خبر داد:
فيلم زندگي «فضل‌بن‌شاذان» با حمايت معاونت سينمايي كليد مي‌خورد

خبرگزاري فارس: وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در بخشي از سخنان خود در همايش روز ملي خيام، خاطرنشان كرد: به ‌زودي فيلم زندگي فضل بن شاذان با حمايت معاونت سينمايي وزارتخانه كليد مي‌خورد.

از نگاه من:

به به... جانا چه مژده ای!... جناب صفار سپاس از مهر شما به فرهنگ ایران... شنیدم که گفته اید: "جايزه راه انداختن خوب است اما بايد چيز جديدي در حوزه فرهنگ‌سازي عرضه كرد."

بسیار سخن شیوایی ست... این از رسالت شماست که پیام آورید و منجی عالم!... که ارشاد پیشه شماست... چه خوب که فخر فروختید تا دیگران دریابند به جای "جایزه راه انداختن" و بزرگداشت مفاخر ایران، بروند و آن کار دیگر را کنند... از "ابو"ها سخن گویند و در خدمت "ابن"ها همت گمارند... دستمریزاد آقای وزیر...

البته نمیتوان سخن و پیشنهادتان را که اصوالا پیشنهاد است و سخن؛ کوچک شمرد که پیوسته شق القمر میکنید در گفتن سخن و پیشنهاد؛ فرموده بودید: "دست‌اندركاران به ساخت فيلم و سريال در مورد زندگي مفاخر نيشابور چون خيام، عطار و ... اقدام كنند و جامعه را با انديشه ايشان آشنا سازند."

بسیار سپاس و بیکران درود بر شما... که نیک میدانید ذهن مردم شنیدن این گونه سخنان را می خواهد... و بیشتر بر این همتید که سرمایه فرهنگ و هنر ایران را به جا و درست صرف کنید... سرمایه در خدمت بزرگانی است که نامشان را خاور نمیکشد از انبوهی "ابن و ابو و ال"...

بازهم سپاس که هستید و تا هستید این چنینید...

فرهنگ هزاره های بهی فدای سر مبارکتان!!!!!...

متن کامل خبر در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نگاشته اي در  88/02/28ساعت 7:32 PM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

  یاری: نشست شاعران و ادیبان حامیان میرحسین موسوی که عصر روز 22 اردیبهشت در تالار مسجد امیرالمومنین بلوار مرزداران توسط اعضای ستاد 88 برگزار شد، میهمان ویژه ای داشت. همه آنهایی که گوش به اشعار شاعران سپرده بودند به یکباره متوجه ورود میهمانی شدند که چند نفر او را همراهی می کردند و هر قدم که پیش می آمد سالن به احترامش از جا بلند می شد. محمود دولت آبادی کنار دیوار تالار را که منقوش به تصاویر میرحسین موسوی بود طی کرد و کنار حاضران نشست.

از چشم من:

کاشکی کاشکی کاشکی قضاوتی قضاوتی درکار درکار درکار می بود...
بزرگی فرهیختگان و اندیشمندان پارسی را به بازی نگیریم، دست یازیدن به اندیشه ایران ساز پارسیان آسان است ای کاش می آموختیم در این سال سی... ای کاش می آموختید...
سوار سوار و سوار از پی سوار... این بود کار در سی سال
اکنون نیز که کار و نوبه سوار  به موسوی رسیده است که میر حسین اوباما گردد در این سوی خاک...................

محمد هادی (حمید) کاویانی


ادامه مطلب
+ نگاشته اي در  88/02/26ساعت 2:20 AM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
image  افشین قطبی که مدعی است فقط به عشق ایران سختی های مربیگری تیم ملی را به جان خریده است برای نشستن روی نیمکت تیم ملی فوتبال ایران در همین سه بازی پیش رو درخواست مبلغ یک میلیارد تومان را کرده است. خبرگزاری ایلنا - تابناک

ادامه متن خبرگزاری ایلنا در ادامه مطلب

پاسخ:

درود...
آقای نویسنده...
با احترام
نگاشتن چنین پستی را تنها شورچشمان و کوته اندیشان توانند... با پوزش!...
ببین دوست من نمیدانم چه پافشردنیست که مربی تیم ملی یا فراتر "آدم عاشق" که مهر میهن یا فوتبال به دل دارد، ناچار است از دستمزد و سالها تلاشش چشم پوشد...
دوست ارجمند این نگرش نکوهیده است و اگر چنین نقدی را قلم به دستید، انتظارتان را از آنکه "مسئول و مدیر و رئیس و..." نام دارد طلب کنید... نه قطبی که اکنون گوشت مقابل شلیک شده است... جانا...

محمد هادی (حمید) کاویانی



ادامه مطلب
+ نگاشته اي در  88/02/25ساعت 4:50 PM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

افشین قطبی به ایران بازگشت... و اینبار، ویرانه ای با نام تیم ملی فرودگاه او شد...

نباید از یاد برد که او در میان مربیان داخلی نقش نخست انتخاب به عنوان سرمربی تیم ملی را ایفا میکرد اما به ناگاه چون آیه ای و دستوری از سوی عالم بالا، علی دایی بسیار مومن "تسبیح به کف و ذکر بر لب" نیمکت تیم ملی ایران را جای خود کرد...

یک شبه بازی انتخاب سرمربی راه دیگری را یافت... ما دریافتیم که سایپا و سرمایه اش، دایی و ایمان و اعتبارش، فدراسیون و اقتدارش، همه و همه به یاری مدد غیب افکار عمومی را به سویی غیر از چهار مربی نامزد اعلام شده از سوی مقتدران فدراسیون عطف داد... ظهور حضرت آقا علی دایی بزرگ و غروب آسایش دانایان و دوستداران فوتبال ایران...

همین بس؛ که با آمدن آقا، خون بسیاری از جباران تیم ملی نشین دوران طلایی دایی چمن آزادی را رنگین کند، چرا که بسیاری چشم به راه این رخداد بودند تا شادکامی سلطان علی خان صاحب قران را بینند و بانگ نوش برآرند بر تخلیه گرفتاری گلوی او به ریش ملت...

شاد شدیم و بسیار شاد از نتیجه های او و تیم ملی محلات دایی...

و به شادی بسیار به گل نشستیم و شادکامانه به نقطه آغاز خود بازگشتیم و اینبار بر سر ویرانه...

ویرانه ای از این دست... که تنها افشین رسوا شده میتواند پاسوز تست آقا علی شود و نشانه گاه شاهدان سقوط...

تردیدم نیست که افشین قطبی با اندیشه ایرانی و میهن دوستی بسیارش، و نیز با دانش ارزشمند یافته از تجربه بسیار... توان ایستادن و ایستاده گردن برافراشتن را داشت و نخواستندش... حال ویرانه را به دست او سپرده اند تا برای همیشه شهرت و عزتش را به بازی گیرند...

آسوده ایم ما و آسوده تر... که آنکه باید به بیداری زمان بهی سپارد... خواب را هزار باره تجربه گرست...

آسوده ایم و بسیار آسوده...

 

 

+ نگاشته اي در  88/02/03ساعت 2:54 AM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

افتخاری تازه برای سینمای ایران

اصغر فرهادی کارگردان فیلم افتخاربرانگیز "درباره الی..." ساعاتی پیش تندیس باارزش خرس نقره ای را از فستیوال فیلم برلین دریافت کرد...

این پیروزی را به فرهادی و سازندگان فیلم شادباش میگویم...

بی شک خانواده سینمای پرآشوب ایران به شما افتخار میکند.

به امید امکان تماشای فیلم "درباره الی..." در سینماهای ایران!

محمد هادی (حمید) کاویانی

+ نگاشته اي در  87/11/27ساعت 3:58 AM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
با توجه به میزان علاقه مندی مسئولین نسبت به پیوندی بودن همه چیز، از هلو انجیری گرفته تا حوزه و دانشگاه و شیعه و سنی و... روشن فکر و روحانی و... پژو و پیکان و... و...

حالا نوبت به پیوند جدیدتری رسیده... سینما و مساجد...

منتظر پیوند های دیگری از این دست باشید...

پیش بینی پیوندهای چند ماه آخر دولت نهم:

۱) پیوند تراکتور با کارگر... به منظور کاهش هزینۀ پرداختی شرکت ها به نیروی انسانی و افزایش توان نیروی کار

۲)...

+ نگاشته اي در  87/06/02ساعت 3:28 PM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
گفته بودم، اینجا خبری نیست... دیدید که نبود خبری جز... ملی پوش بازنده و افزایش قیمت و تحریم و فشار و افزایش هفتگی قیمت خیلی چیزا (جز بهای ایرانی) و... خبر شاد برداشتن یارانۀ بهای آب و برق و نان و مرگ و تلفن و........

شاد باشیم از اینهمه فخر روزافزون...

+ نگاشته اي در  87/06/02ساعت 3:4 PM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

هردم از این باغ..............

این حکایت آقا اجازه انگار هرگز پایانی نداره... حالا هم که به حول قوۀ مجریه همه چی این مرز پر گهر به شرایط آرمانی رسیده، دیگه زمان نهادن بپا و مراقب و مبصر و ناظم و مدیر و مامور فرا رسیده تا کسی بی اجازه انگوشت به بینی فرو نکنه......

هان ای دل خجسته، باش... تا باشد دوران به کام......................................

خودکرده را تدبیر چیست؟؟؟...

جناب ناظم این رو نوشتم و راستی یادم رفت اجازه بگیرم... اجازه اش باشد سر فرصت... چون میدونم این روزا سخت درگیر و گرفتار حکایاتی از این قرار هستید، اجالتاً اجازه بی اجازه...

+ نگاشته اي در  87/05/22ساعت 9:24 PM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چه ساده از کنار یکدیگر می­گذریم...

            چون عبور رخداد...

                        چون فرار انسان...

                                    چون درد مشترک...

            چه فروتنانه به خاطره می­پیوندیم...

                        چو نیستی از آغاز...

                                    چون پایان فتح راز...

                                                بی فریاد...

ما انسانیم؟...

            ما واژه ایم؟...

                        یا هزار درد؟...

                                    یا گشوده شده در خاطره؟...

                                                یا اینکه هیچ؟...

نمیدانم...

            نمیدانید...

                        انکار هیچ کس از هیچکس...

                                                نمیداند...

میرویم بی آنکه به یاد آوریم

            که بودیم و از کجا آمدیم و کی به کجا خواهیم شد...

                        کی چون نسیمی سرمازده و بی رنگ و ریا...

                                    بودمان در نابودی معنا میگیرد...

                                                چگونه خواهد شد؟...

این آهنگ...

            این مرگ...

آن سان که می آغازیم، خاطری از خاطره در سر نداریم

            و

                        با پایانمان فقط ما میمانیم و خاطره...

                                    و گاه دردی جانکاه...

                                                چون زادن کودکی عظیم الجثه...

                                    که به هنگام خروج

وارونگی را تجربه نکرده...

آه که چه فروتنانه از یاد می بریم...

            آه که چه سخت دل میکنیم و جان میدهیم...

باید عبور را هزار باره دید و جاودانه کرد

با هزار نغمۀ شور انگیز که میان عشق و یک رنگی...

                        نفرتی جاودانه را میگشاید...

                                    نفرتی فرا تر از عشق

                                                و فراتر از یکرنگی...

و دو نفرین...

            یکی بر خویش و بودن

                        دیگری بر دیگری و عبور...

                                    که فقط آن می ماند و من...

ما هزار بار زاده خواهیم شد...

                        در مرگ...

                                    در عبور...

                                                در خاطره ای به خنکای نسیم...

            پاک و دردناک...

+ نگاشته اي در  87/05/05ساعت 8:8 AM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بی شک سیروس الوند را با سینما و فیلم های خوش ساخت سینمایی اش میشناسیم...

 

سیروس الوند متولد 1329 تهران است. وی فعالیت سینمایی را سال 1350 با نوشتن فیلمنامه فیلم «میعادگاه خشم» با همكاری روبیك زادوریان، سعید مطلبی و بهزاد فراهانی آغاز كرد.

یاد آوری:

او کارگردان با دانشی است که دقت و ریزبینی اش، آثار او را تا ژرفایی چشمگیر، منحصر به خودش میکند.

سیروس الوند در اولین تجربۀ کارگردانی (در بیست و هفت سالگی!)، قلب و چشم مردم صادق و با صفای سالهای پنجاه و شش - پنجاه و هفت را به کف آورد... گویی او از خواستۀ تماشاچیانش آگاه بود... فیلم "فریاد زیر آب" بس بود تا به عنوان نخستین فیلم، جایگاهی استوار در سینمای ما و مخاطبانش برای سیروس الوند جوان، فراهم سازد، بدان سان که هنوز خاطرۀ "فریاد زیر آب" با بازی داریوش عقبالی و زمزمه های صادق او بر ذهن و زبان ایرانیان جاریست...

در پی فیلم خوش اقبال و جذاب "فریاد زیر آب"،  او در همان سال (1356) بی درنگ، فیلمنامۀ دیگرش را به تصویر کشید، "شب آفتابی" با بازی مرتضی عقیلی و لیلا فروهر؛ او سومین فیلمنامه اش را در سال (1357) با "بهروز وثوقی" قسمت کرد و بازی شخصیت نبی را به او سپرد، "نفس بریده" عنوان فیلم سوم الوند است که هرگز در شرایط مناسب نمایش فیلم به اکران در نیامد...

شش سال بعد فرامز قریبیان را برای بازی در فیلم چهارم، "ریشه در خون" (که فیلمنوشت آنرا محمد دیهیمی نگاشته بود) دعوت کرد و شد... پس از ساخت "ریشه در خون" فیلم پنجم الوند با بازی هادی اسلامی، جمشید مشایخی و فرامرز قریبیان مقابل دوربین فرج الله حیدری رفت و "آوار" فیلم متفاوت و ارزشمند سال (1364) خلق شد، که همچنان در نظر خانوادۀ سینما و منتقدان جایگاهی ارزنده دارد...

سیروس الوند "محموله" و "شب حادثه"اش را به ردیف در سالهای (66و67) ساخت؛ او به سال (1370) شاهکاری را یکبار دیگر اما نه برای همیشه ساخت... فیلم خوش ساخت و هنرمندانۀ هشتم او "یکبار برای همیشه" نام داشت که نامش اما یکبار برای همیشه... فیلم با بازی درخشان خسرو شکیبایی و فاطمه معتمد آریا جانی دیگر یافت و برای همیشه ماندگار... او "برخورد"اش را در همان سال ساخت اما جایگاه یکبار برای همیشه را با "برخورد" نیافت...

دهمین فیلم الوند "چهره" با بازی ابوالفضل پورعرب، سعید پورصمیمی و عاطفه رضوی به فیلمی خوش ریتم و جذاب تبدیل شد که چند بار دیدنش می ارزد... چهره نیز دارای صحنه هایی (پر پرسوناژ و تغییر میزانسن در صحنه شلوغ و پر آمد و شد) است که درآمدن جان چنین صحنه ای تنها با حضور کارگردانی آگاه و حرفه ای شدنیست، الوند در فیلمهای پیشینش به خوبی با چنین وضعیتی دست و پنجه نرم کرده بود و اینبار نیز به خوبی توانست، و "چهره"اش را در نگاه بینندۀ فیلم خوش جلوه داد...  

"هتل کارتن" سیروس الوند، کار دیگریست که از دیدگاه دانش کارگردانی پرتجربه و شایسته شکل گرفته و از جنس کار اوست... دیگر اکنون الوند دارای سبک منحصر به فرد و فیلمهایش جنس و جانی همگون دارند و نوبۀ خلق شاهکاری دیگر رسیده است...

"ساغر"... اثری ماندگار و کم نظیر!... با بازی فریماه فرجامی و جهانگیر الماسی به سال (1376).

"دستهای آلوده" سیزدهمین فیلم الوند نیز، حرفی نو و تکنیکی تازه با خود دارد، فیلمبرداری قابل توجه علی الهیاری در سکانسهای شب و حرکتهای درست و منطقی دوربین که زادۀ اندیشه و دکوپاژ هنرمندانۀ سیروس الوند است داستان پر کشش و جذاب فیلم را رنگ و بویی هنرمندانه داده است... بازی بازیگران خوب فیلم (ابوالفضل پورعرب، هدیه تهرانی، امین حیایی و عسل بدیعی) نیز ارزش فیلم را دوچندان میکند...

فیلمهای هفت سال اخیر نیز هریک دارای شناسنامه و ارزشی فزاینده است...

"مزاحم" فیلم در فیلمی که به قلم خشایار الوند نگاشته شده را سیروس الوند ماندگار میکند... در نگاه من "مزاحم" از بهترینِ فیلمهای (فیلم در فیلم) است... تعلیق داستان فیلم و نیز در پی آن پرداخت توانمندانۀ کارگردان، منطقی قابل دفاع و نگه دارنده مینماید، حفظ تداوم داستان و منطق درست واکنشی و... بازی تماشایی بازیگران و فیلمبرداری خوب الهیاری، همه و همه در خلق یک اثر دیدنی نقش دارند...

"برگ برنده" با فیلمبرداری خوب اصغر رفیعی جم، دکوپاژ متکی به تعلیق، حس صحنه و روایتگری... مضمون جذاب و کِشنده و...

"رستگاری در هشت و بیست دقیقه" زادۀ فن هوشمندانۀ کارگردان، که با دقتی موشکافانه داستان را روایت میکند... بازی یک دست و منطقی بازیگران جوان (بهرام رادان، مهتاب کرامتی، شهاب حسینی) هریک در قالبی نو، مضمونی تازه و دیگر گونه، تعدد لوکیشن و رخداد؛ فیلمی جذاب را برای بیننده شکل میدهد و پروژه ای سخت و پرودکشنی بزرگ طلب میکند، حال آنکه رخدادهای صحنه و طبیعت فصل فیلمبرداری به سختی کار می افزاید... اما بیننده کاری یکدست را میبیند، بی آنکه سختی کار خدشه ای بر اثر وارد سازد...

"تله" فیلمی خوش ساخت اما نه در اندازۀ هنر و دانش سیروس الوند (خالق آثاری چون: فریاد زیر آب، آوار، یکبار برای همیشه، چهره، ساغر، برگ برنده، رستگاری در هشت و بیست دقیقه و زن دوم).

و... "زن دوم" هجدهمین و آخرین کار سیروس الوند که اکران آن به تازگی پایان یافت.

این کارنامۀ شکوهمند را مردی پاک سیما و سپید موی در بر دارد که تجربه اش گرانمایه است و آگاهیش به وسعت سینما...

دانش سیروس الوند و نگاه هنرمندانۀ او میتواند همچون فیلمسازان گرانمایه ای که تا کنون بر اعتبار تلویزیون افزوده اند اعتبار سیما را بیفزاید...

اما آیا مسئولین سیما بهای چنین رخدادی را میدانند...

داغ دل خسته دلان:

سالهای گذشتۀ تلویزیون، صحنۀ آمد و شد فیلمسازانی بوده است که پردۀ نقره ای و شکوهمند سینما جولانگاه بی بدیل آنها بوده است، آیا تلویزیون دولتی و حتی بخش اعتباری فرهنگ سرزمین هزاره ها، بر خلق اثری نو از سوی ایشان که همانا میتواند مایۀ سرافرازی فرهنگ و هنر سرزمین ایران گردد، یاری رسانده است؟

نام چند تن از ایشان را با علامت سوالی بزرگ می آورم!... کو پاسخ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟....

علی حاتمی؟؟؟؟ (خالق آثاری چون: حسن کچل، بابا شمل، ستارخان، سوته دلان، سلطان صاحبقران، کمال الملک و...)

ناصر تقوایی؟؟؟؟ (خالق آثاری چون: دائیجان ناپلئون، آرامش در حضور دیگران، نفرین، میرزا کوچک خان، ناخدا خورشید، ای ایران و....)

بهرام بیضایی؟؟؟؟ (خالق آثاری چون: رگبار، قریبه و مه، کلاغ، شاید وقتی دیگر، مسافران و...)

عباس کیارستمی؟؟؟؟ (خالق آثاری چون: گزارش، خانۀ دوست کجاست؟، زندگی و دیگر هیچ، زیر درختان زیتون، طعم گیلاس و...)

داریوش مهرجویی؟؟؟؟ (خالق آثاری چون: گاو، آقای هالو، دایرۀ مینا، اجاره نشینها، شیرک، هامون، بمانی، علی سنتوری و...)

 محسن مخملباف؟؟؟؟ (خالق آثاری چون: دو چشم بی سو، بای سیکل ران، هنرپیشه، گبه، سینما سینماست، فریاد مورچه ها، گبه، بایکوت و...)

پرویز کیمیاوی؟؟؟؟ (خالق آثاری چون: مغولها، باغ سنگی و...)

بهمن فرمان آرا؟؟؟؟ (خالق آثاری چون: خاک آشنا، یک بوس کوچولو، شازده احتجاب، خانۀ قمرخانم و...)

و..............................

به قلم: حمید کاویانی

 دوست گرامی نظر بده و در نظرسنجی اختصاصی سیروس الوند شرکت کن...

+ نگاشته اي در  87/04/15ساعت 6:31 AM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

هنوز هم...

خانه سیاه است!...

 

شباهنگام

نه!...

به روز اندر...

جدا سازند جان از تن...

 

اگر اندیشه این­سان­است روشن...

تو را گفتن نمی­آید...

تو را نابود خواهد "مرگ!..."

جهان تابوت خواهد "مرگ!..."

***

کنون گاه سپردن، جان بر دامان...

فرو بردن، تمام جام در پیمان...

و...

اندوه نبودن...

شاد بودن...

شراب ناب نوشیدن...

و از دیوار شهر شرم پرسیدن...

به پایان بردن است اینک...

***

 

چونان شب را به سرما دست ببریدم...

که آگه کس نشد از دست بی جان...

در جنون جهل نامردان...

سحرگاهش فراوان درد آید...

زمین بی دریغ را ایمان...

جهان نامراد را پیمان...

***


ادامه مطلب
+ نگاشته اي در  87/04/07ساعت 3:34 AM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سیب سفید شب!...

نوشته: محمد هادی (حمید) کاویانی

موضوع نمایشنامه:

2) بزرگ نمایی و دروغ

 


ادامه مطلب
+ نگاشته اي در  87/04/03ساعت 6:3 PM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

سیب سفید شب!...

نوشته: محمد هادی (حمید) کاویانی

موضوع نمایشنامه:

موبایل دولتی و خصوصی...

 


ادامه مطلب
+ نگاشته اي در  87/04/03ساعت 5:54 PM  به قلم محمد هادی (حمید) کاویانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
تارنماي کارگاه آزاد فيلم وهومنVahuman

سخن نخست
باید اندیشید و به اندیشیدن خطر کرد... شاید خانۀ ما هم چون دیگران از خرد نیک آکنده گردد...
عبور نکن...
باش!...
تا باشیم!...
و...
باشیم!!!!!!!...

dir-kavyani@hotmail.com

Click to join cinemakavyani

پيوندهاي روزانه
دالاهو نگین زرین ... فارس نیوز
فیلمها
دست نوشته ها
رخدادها
کارگاه آزاد فیلم وهومنVahuman
مستند "عشق پرداز" کاری از وهومن2
واژه نامه آنلاین فارسی به فارسی... می بو
لیست مطالب وبلاگ وهومنVahuman
فتو گالری من...
وهومن در بلاگ اسپات
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
بهمن 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
آرشيو موضوعي
سینما
فوتبال
نمایشنامه
شعر
ادبیات
خبرنامه
شناسنامۀ حرفه ای
ایران شناسی
یاد یار مهربان... خسرو شکیبایی
شناسنامۀ حرفه ای کاویانی
فیلموگرافی: کاویانی
دست نوشته های من
حقوق بشر...
یادها... نکوداشت
آرشيو سريع
تارنماي کارگاه آزاد فيلم وهومنVahuman

دسترسي سريع به آرشيو کامل مطالب وبلاگ

آرشيو کارها

دست نوشته هاي من

آرشيو نکوداشت خسرو شکيبايي

نويسندگان
محمد هادی (حمید) کاویانی
آرزو سیفی
پيوندها
کارگاه آزاد فیلم وهومن
سینمای آزاد ایران
احمد شاملو
محمود فرشچیان
خوب.بد.زشت
تا ترانه... رضا راد
پرویز رجبی... ایرانشناس و نویسنده
خانۀ فرهنگ و هنر گویا
بهروز وثوقی
ایران کلینیک آنلاین
خبرگزاری فارس
سینمای ما
بهمن قبادی
پانته آ بهرام
واژه
روزنامۀ آفرینش
بانک جامع اطلاعات سینمایی
بنیاد سینمایی فارابی
انجمن فیلم ایران
رخشان بنی اعتماد
مخملباف
سینتماگ
بوستان سینما
فروهر
360yahoo.com/kavyanihamid
بهرام رادان
فرهنگ ایرانیان... صمد نجفی
ورزش
پرسپولیس
ایراندخت
آربابا
پارس فوتبال
کاکتوس
بلاگی از فرهاد جعفری
قدیمی ها
دارک آرت
ایران بازیگر
راهبه
حمید رضا معظمی
وبلاگ پرسپولیس
آفتاب
هفته نامۀ اپیزود
دکتر خداداد کاویانی
بازرگانیkgl
سیاوش اوستا
وبسایت1000ایرانی
دریا دادور
تبلیغات موثر
مسئله ای به نام حجاب
شرکت پشتیبانان شبکه
وبلاگ حقوقی جویای حقیقت
نقاشی ایرانی و گرافیک
پیک پارسا" وبلاگ محمد معین آستانگی "پارسا"
 

بلاگ وهومن


آخرين عکس هاي فتوبلاگ من

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

ديجيتال کيوان